Tuesday, May 6, 2008
تخریب مسجد تاریخی کلا
در تاریخ 18/1/1385 آقایان حاج احمد بیغم، حاج قاسم اسدی و آقای ولی زاده به اتفاق علی صابری به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان مراجعه و بعد از طرح موضوع نزد ریاست سازمان، اعلام داشتند لازم است یک استشهاد و طوماری از معترضین تهیه و به سازمان داده شود تا اقدام لازم صورت گیرد. سرانجام استشهاد مورخ 19/1/1385 تهیه و در تاریخ 20/1/1385 به سازمان ارائه و طی نامه شماره 813/143 به ثبت رسید. نتیجتا در تاریخ 20/1/1385 ساعت حدود 16 با آقای علی اسبوچین فرزند مرحوم حاج عبدالوهاب عضو شورای اسلامی روستای کلا ارتباط تلفنی برقرار و نامبرده اعلام داشته که ساختمان مسجد کاملا تخریب و با زمین همسطح شده است.
در تاریخ 21/1/1385 با جناب آقای صمدی به شماره همراه 09113520281 تماس گرفته و خبر تخریب این مسجد را اعلام و نامبرده قرار شد این خبر را تحت عنوان فاجعه فرهنگی قرن در بخش خبر شبکه طبرستان پخش نماید که در آن روز این امر محقق نشد.
قرار شد اینجانب علی صابری باتفاق آقایان اصغر کلایی و اکبر دیندار کلایی باتفاق آقای ایزدی کارشناس میراث فرهنگی استان به روستای کلا برویم و به علت عقب نشینی یکی از دو نفر این سفر لغو و خبر تخریب کامل مسجد را به کارشناس منتخب سازمان اعلام داشته و نهایتا ماموریت لغو گردید.
برای اخذ امضا از کلایی های مقیم برگه، بعد از اقامه نماز مغرب و عشا در تاریخ 20/1/1385 با دو نفر از دو طیف و دسته تماس گرفتم و هر دو نفر اعلام داشتند شما زحمت این کار را نکشید چون در اینجا (روستای برگه) کسی نیست که این استشهاد و طومار را امضا کند.
جهت تخریب این مسجد 3 نفر بیشتر از دیگران و سایرین نقش آفرینی داشتند که عبارتند از آقایان:
حاج علی اسفندیاری
مهندس احمد اسفندیاری
شیخ صادق فقیهی
چرا این قدر سماجت و اصرار در تخریب این بنای تاریخی؟
ضمنا مسائل مبسوطی وجود دارد که صلاح به درج آن در این مکان نمیباشد.
در صورت ضرورت می توانید با شماره 09191061405 آقای علی صابری جهت این صحبت پیرامون این موضوع تماس حاصل نمایید.
والسلام
حاج شیخ علی صابری
فرزند مرحوم حمزه صابری


جوابیه سازمان میراث فرهنگی به شورای اسلامی روستای کلا مبنی بر عدم وجود مانع کارشناسی جهت تخریب مسجد تاریخی روستای کلا به بهانه بازسازی و توسعه

Tuesday, January 22, 2008
معرفی روستای کلا
مقدمه
موقعیت جغرافیایی روستای کلا
روستای کلا از سه مسیر قابل دسترس است. یکی از سمت شهرستان نکاء که تا سال 1385 حدود 40 کیلوکتر آن جاده آسفالت و 50 کیلومتر دیگر تا روستا جاده شنی بوده است و به ترتیب از روستاهای زرندین، کلا رودبار، لائی، زروم و پایین زنگت می گذرد. این مسیر بهترین و راحت ترین مسیر ممکن برای رسیدن به این روستا است. مسیر دوم از سمت شهرستان گلوگاه است. این مسیر به ترتیب از مناطق چشمه توسکا، بیشه بنه، سابق محله و ایدین می گذرد. مسیر سوم از سمت شهرستان دامغان در استان سمنان است که هرگز مورد استفاده قرار نگرفته و توصیه نمی گردد. همان طور که گفته شد بهترین راه ارتباطی همان مسیر اول است
روستای کلا در بالای کوه کلا واقع شده است. 5 کیلومتر انتهایی راه ارتباطی کلا مسیر پر پیچ و خم و گردنه ای موسوم به چم چمی است که به هنگام بارندگی به دلیل لغزندگی غیر قابل استفاده است. روستای کلا محصور میان کوه های کلا ، کوه کمر پشت ، کوه اندرک است. روستاهای اطراف کلا عبارتند از ایدین، درمزار، پایین زنگت هستند. روستای کلا در ارتفاع 1580 متری از سطح دریا (معادل 5210 فوت) قرار دارد. آب و هوای روستا در تمامی ماه های سال سرد و مرطوب و مه آلود است. فقط در ماه های تیر و مرداد از هوای مطلوبی برخوردار است. در همین ماه ها است که بسیاری از مردم برای گذران تابستان و فرار از گرما به روستای کلا مسافرت می کنند تا از آب و هوای خنک آن بهره مند گردند منطقه هزار جریب مملو از درختان گردوی قدیمی و بزرگ است. روستای کلا نیز از این موهبت بی نصیب نمانده و دو درخت گردو به قول خود کلایی ها - درخت آغوز یکی در ورودی روستا و دیگری در پشت روستا قرار دارد. سن این درختان بین ۱۰۰ تا ۱۵۰ سال تخمین زده می شود. آب و هوای مه آلود به زیبایی این منطقه می افزاید. عکس های بالا نمونه بسیار خوبی از این مطلب است
شواهد تاریخی روستای کلا
قبرستان گبری ها یکی از نمونه های بارز تاریخچه هزار ساله این روستا است. دورانی که انسان ها را پس از مرگ با لباس و لوازم شخصی دفن می کردند. طبق گفته پیرمردان روستا سال ها پیش پس از اطلاع روستاییان از وجود چنین گورستان قدیمی، تقریبا همه برای کشف گنج به آن جا هجوم برده و ظرف مدت چند روز همه قبرها را نبش قبر کرده. می گفتن تعداد زیادی خنجر و شمشیر و پیکان و ظروف مختلف پیدا کردن. عکس های زیر قبرستان گبری ها را نشان می دهد. البته دیگه الان فقط یک تپه مونده و کلی چاله کنده شده. عکس های بالا رو ملاحظه بفرمایید. اگه دقت کنین می تونین تعداد زیاد چاله های کنده شده رو ببینین. توی این چاله ها می شد هنوز چند تکه استخوان پیدا کرد شاید بشه از روی آن ها قدمت قبرستان معلوم بشه ولی خوب
جذابیت های روستای کلا
دریاچه ای معروف به استخر (به قول خود کلایی ها استلخ) در شرق روستا پشت تپه ای واقه شده است. از این دریاچه تا روستا حدود بیست دقیقه پیاده روی داره. دریاچه به گفته محلی ها به نقل از یک گروه زمین شناس که قبلا اومده بودن کلا حدود ۵۰ میلیون سال قدمت داره و بر روی دهانه آتشفشان غیر فعالی واقع شده. ارتفاع منطقه رو می تونین از مقدار نزدیک بودن ابرها تشخیص بدین. بعید نیست زیر این دریاچه قبلا آتشفشان بوده باشه

حدود ۳۰ تا ۴۰ سال پیش مردم روستا برای شنا و تفریح این جا رو انتخاب می کردن. جالب این جاست که دو تا دریاچه کنار هم دیگه قرارد داره. یکی بزرگ یکی کوچک. این عکس ها مربوط به دریاچه بزرگ است. به نقل از محلی ها خیلی وقت پیش دریاچه بزرگ محل تفریح و شنای آقایون بوده و دریاچه کوچک تر محل شنای خانم ها ... عجب آزادی داشتن
عکس بالا حوضچه جلوی چشمه است و عکس زیر خود چشمه. دقیقا همان محلی که آب بیرون میاد که اطراف اون رو برای جلوگیری از آلودگی و تخریب حفاظت کردن. اون هم یکی از دختر عمه هام هستش که به عنوان راه بلد ازش استفاده کردیم تا برسیم این جا. ایشون در روستای تازه آباد کلا نزدیک دریا زندگی می کنن. بهتره همین الان بگم که به دلیل سرمای زیاد در کلا خیلی وقت پیش ییلاق و قشلاق می کردن. کلا به عنوان ییلاق در بالای کوه ها و روستای تازه آباد کلا در دشت نزدیک دریا به عنوان قشلاق استفاده می شده. که الان عمه ها و اکثر فامیل های پدری من اونجا زندگی می کنن و کمتر به کلا سر می زنن
میگن سال ها پیش زمان هخامنشی و ساسانی سه برادر به نام های اسفندیار- بهمن و گشتاسب در ایلات عشایر فارس (بختیاری ها) زندگی می کردن. به دلایلی اسفندیار و بهمن به شمال کوچ می کنن. اسفندیار در منطقه یوش ساکن میشه جایی که بعدها نیما یوشیج (همون علی اسفندیاری) متولد میشه و بهمن به شرق مازندران میاد و در روستای کلا ساکن میشه. دو نسل پیش فامیل پدر پدربزرگ من اسفندیاری بوده. آقای اسفندیاری بزرگ تعدادی پسر داشته که زمان شناسنامه گرفتن فامیل اون ها عوض میشه به صابری کلایی - بی غم کلایی- صادقی کلایی- نوربخش و شاید چند تا فامیل دیگه که الان به یادم نمیاد. به هر حال ما از نسل بهمن شیر مرد ایلات عشایر فارس هستیم
عکس زیر هم آقای نبی اسفندیاری یکی از ریش سفیدان محل هست که با سن ۸۰ سال از من و پدر من راحت تر و سریع تر از کوه ها بالا می رفت. خداوند عمر با عزتش دهاد . ضمنا می تونین ابرها رو ببینین که چقدر به ما نزدیک بودن. می خوام دوباره موقعیت جالب روستا رو یادآور بشم. واقعا میشه بهش گفت روستایی در میان ابرها
